حضرت فاطمه(علیهاالسلام) بر کرسی تربیت

حضرت زهرا

در مقاله قبل به 4 مورد از موارد تربیت فرزندان از دیدگاه حضرت زهرا(علیهاالسلام) پرداختیم و دیگر موارد در این مقاله بررسی می‎شود.

 

آموزش‎هاى سیاسى و عبادى

انسان باید از سویى رسم بندگى بیاموزد، تا حق خداوند را بجا آورد و از طرفى براى خدا به خدمت ‏به خلق بپردازد تا وظیفه سترگ اجتماعى خویش را به انجام برساند و از اصلى‏ترین وظایف پدر و مادر آموزش كودكان و آماده ساختن آنان براى انجام دادن این دو وظیفه بزرگ است.

الف) آموزش بندگى

اگر چه عبادت، وظیفه بالغان و مكلفان است ولى كودكان نیز نباید از این فیض محروم بمانند بلكه باید در سنین خردسال با عبادت و راز و نیاز و شب‏زنده‏دارى آشنا شده براى این امور آماده شوند.

پدران و مادرانى كه تنها به خورد و خواب و كفش و لباس كودكانشان مى‏اندیشند و به تغذیه روحى و اشباع بعد معنوى آنان توجه نمى‏كنند هرگز فرزندانى كامل و صالح تحویل جامعه نخواهند داد و روح سوخته و تشنه‏كام فرزندانشان از این نگرش یك‏سویه آنان به خداى شكایت ‏خواهد برد.

پدر و مادر در ضمن این كه خود اهل عبادت و نیایش و شب‏زنده‏دارى هستند باید كودكان خویش را با بهترین شیوه‏ها و مناسب‎ترین روش‎ها به این سوى هدایت كنند. از این رو در روایات اسلامى دستور داده شد كه به هنگام راز و نیاز شبانه و عبادت كودكان را بیدار كنید تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زارى پدر و مادر درس‎هاى فردا را فرا گیرند. ما در نمونه‏هایى از روایات مشاهده مى‏كنیم كه كودكان فاطمه(علیهاالسلام) شاهد عبادت‎ها و شب‏زنده‏داری‎هاى مادر بوده‏اند.

در روایات اسلامى دستور داده شد كه به هنگام راز و نیاز شبانه و عبادت كودكان را بیدار كنید تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زارى پدر و مادر درس‎هاى فردا را فرا گیرند. ما در نمونه‏هایى از روایات مشاهده مى‏كنیم كه كودكان فاطمه(علیهاالسلام) شاهد عبادت‎ها و شب‏زنده‏داری‎هاى مادر بوده‏اند.

امام حسن مجتبى‏(علیه‎السلام) مى‏گوید: شب جمعه‏اى مادرم را دیدم كه در محراب عبادت ایستاده بود و هماره در ركوع و سجود بود تا سپیده دمید، در تمام این مدت مى‏شنیدم كه براى مؤمنین و مؤمنات دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد و هیچگاه براى خودش دعا نكرد. به او گفتم: مادر جان چرا براى خودت دعا نكردى و همه‏اش براى دیگران دعا نمودى؟! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس خانواده.

در نمونه‏اى دیگر مى‏بینیم كه حضرت زهرا(علیهاالسلام) چگونه كودكان خویش را به عبادت و شب‏زنده‏دارى وا مى‏دارد. امیرمؤمنان على(علیه‎السلام) فرمود: شب قدر را دهه آخر ماه مبارك رمضان بجویید... وقتی دهه آخر ماه رمضان فرا مى‏رسید پیامبر بستر را نمى‏گسترد و كمر همت(براى عبادت) را محكم مى‏نمود و وقتی شب بیست و سوم فرا مى‏رسید خانواده‏اش را بیدار مى‏كرد و (هر گاه خوابشان مى‏گرفت) به صورتشان آب مى‏پاشید. و حضرت زهرا(علیهاالسلام) در این شب نمى‏گذاشت هیچ یك از افراد خانواده‏اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذاى كمتر براى این شب‏زنده‏دارى آماده مى‏ساخت و خود از روز بیست و دوم براى شب‏زنده‏دارى شب بیست و سوم مهیا مى‏شد و مى‏فرمود: محروم (واقعى) كسى است كه از خیر امشب محروم شود.

ب) آماده‏سازى براى جهاد

اسلام اگر چه به لطافت‎هاى معنوى و روحى و عرفانى توجه بسیار كرده است و از عشق و محبت و صلح و صفا بسیار سخن گفته و به آن دعوت نموده است، اما مسلمان یك بعدى و فاقد غیرت دینى را نمى‏پسندد. اسلام در كنار نماز، جهاد را مطرح مى‏كند و مى‏گوید: آن كه جهاد نكرده و یا خویش را براى آن آماده نساخته است چون بمیرد به گونه‏اى از نفاق بمیرد.

انسان مسلمان همانگونه كه خویش اهل جهاد و دفاع از ارزش‎هاى دینى است‏ باید فرزندان خود را هم مبارز و غیور و داراى شهامت دفاع از آرمان و عقیده بپروراند. در صحنه مسؤولیت‎هاى اجتماعى و جهاد و تلاش براى حفظ اسلام حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را مى‏بینیم كه در دوران مصیبت‏بار و اندوه‏خیز پس از پیامبر یك تنه در مقابل انحراف حكومت ایستاده است و در این راه فرزندان خردسال خویش را هم در كوران این مبارزه و كانون داغ این كوره ملتهب قرار داده و آنان را به خط مقدم جبهه مبارزه علیه جهالت مسلط و فرمانروایى نابحق مى‏برد.

امام حسن مجتبى‏(علیه‎السلام) مى‏گوید: شب جمعه‏اى مادرم را دیدم كه در محراب عبادت ایستاده بود و هماره در ركوع و سجود بود تا سپیده دمید، در تمام این مدت مى‏شنیدم كه براى مؤمنین و مؤمنات دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد و هیچگاه براى خودش دعا نكرد. به او گفتم: مادر جان چرا براى خودت دعا نكردى و همه‏اش براى دیگران دعا نمودى؟! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس خانواده.

سلمان مى‏گوید: (پس از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله و بیعت ‏سقیفه) چون شب مى‏شد حضرت على(علیه‎السلام) فاطمه را سوار بر مركبى مى‏كرد و در حالى كه دست ‏حسن و حسین را گرفته بود به در خانه تمامى مبارزان بدر - از مهاجرین و انصار - مى‏رفت و حضرت على(علیه‎السلام) حقانیت ‏خویش را برایشان بیان مى‏كرد و آنان را به یارى خود مى‏خواند ولى جز چهل و چهار نفر به او پاسخ مثبتى نمى‏دادند. حضرت على(علیه‎السلام) به همین عده (چهل و چهار نفر) فرمان مى‏داد كه صبحگاهان با سلاح در حالى كه سرهاى خود را تراشیده باشند براى بیعت كردن براى شهادت حاضر شوند ولى در پگاه جز چهار نفر حاضر نمى‏شدند و این جریان سه شب تكرار شد و چون حضرت على(علیه‎السلام) این بى‏وفایى را دید در خانه نشست ... و آنگاه كه همه راه‎هاى مبارزه را بر روى حضرت فاطمه(علیهاالسلام) بستند او دست‏ به مبارزه‏اى منفى با سلاح اشك و گریه زد. او با گریه خویش و اظهار ناراحتى از وضعیت موجود به بهترین وجه، پرده تزویر را از چهره حكومت غاصبانه درید و نارضایتى خاندان پیامبر را بارها اعلام نمود. در این مبارزه نیز كودكان فاطمه در كنار اویند. با این كه معمولا مادران گریه خود را از كودكانشان پنهان مى‏كنند ولى او حسن و حسین(علیهماالسلام) را هماره شاهد و ناظر گریه خویش مى‏گیرد و آنان را همه جا مى‏برد تا درس شهامت، شجاعت، مبارزه بیاموزند و مظلومیت و غربت دین خدا و ولى خدا على(علیه‎السلام) را با تمامى وجود خویش درك كنند و خود را آماده كنند تا در موقع لازم و بصورت مناسب و به شیوه صحیح به یارى او بشتابند.

ابتدا فاطمه، شهر مدینه و كنار گورستان بقیع را میدان مبارزه خویش با بدعت‎ها و تحریف‎ها و غصب خلافت قرار داد و حسنین در اینجا در كنار مادر بودند.

علامه مجلسى مى‏نگارد: پس از شكایت ‏بزرگان مدینه از گریه‏هاى حضرت زهرا(علیهاالسلام) امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) در بیرون مدینه در كنار بقیع خانه‏اى براى زهرا بنا كرد كه آن را «خانه اندوه‏» (بیت الاحزان) مى‏نامیدند چون صبحگاهان فرا مى‏رسید زهرا در حالى كه گریان بود حسن و حسین(علیهماالسلام) را پیشاپیش فرستاده، خود از پشت ‏سر آنان حركت مى‏كرد و به بقیع مى‏رفت و هماره گریه مى‏كرد. تا آنكه شب فرا مى‏رسید. در آن هنگام حضرت على(علیه‎السلام) به بقیع مى‏رفت و آنها را به خانه باز مى‏آورد.

وقتی شب بیست و سوم فرا مى‏رسید خانواده‏اش را بیدار مى‏كرد و (هر گاه خوابشان مى‏گرفت) به صورتشان آب مى‏پاشید. و حضرت زهرا(علیهاالسلام) در این شب نمى‏گذاشت هیچ یك از افراد خانواده‏اش به خواب روند و آنان را با خوراندن غذاى كمتر براى این شب‏زنده‏دارى آماده مى‏ساخت و خود از روز بیست و دوم براى شب‏زنده‏دارى شب بیست و سوم مهیا مى‏شد و مى‏فرمود: محروم (واقعى) كسى است كه از خیر امشب محروم شود.

و زمانى نیز حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) به دیدار شهداى احد و عمویش حمزه مى‏رفت و آنجا به گریه سیاسى خویش مى‏پرداخت و پرده‏هاى دروغ و خیانت و تزویر حاكم را مى‏درید. شاید در این سفرها هم كودكان را به همراه داشت.

و چون حضرت فاطمه(علیهاالسلام) براى اعتراض به غصب فدك و آشكار ساختن چهره سلطه غاصبانه حكومت ‏به مسجد رفت و با خطبه‏اى شگفت‏ به دفاع از حق خویشتن و حق ولایت پرداخت آنگونه كه همه حاضران را به گریه واداشت. باز دختر خردسالش زینب همراه او بود و این خطبه را به تمام و كمال براى آیندگان ضبط كرده و نقل فرمود.

و هنگامى كه حاكمان غاصب از حضرت فاطمه(علیهاالسلام) گواه خواستند تا بر ادعاى او نسبت‏ به فدك شهادت دهد او دو كودك خود را به عنوان گواه به بیدادگاه آنان آورد و آن دو شهادت دادند اگر چه شهادت دو سرور جوانان بهشت، و امیرمؤمنان و ام ایمن (زنى كه به شهادت همه مسلمانان پیامبر به بهشتى بودن او شهادت داده بود) هرگز حقى را ثابت نكرد و به نفع حضرت زهرا(علیهاالسلام) حكمى صادر نشد.

و باز در همین جریان اعتراض به غصب فدك فاطمه و على(علیه‎السلام) براى اتمام حجت در خانه تمام مهاجران و انصار مى‏روند و آنان را به یارى مى‏خوانند ولى كسى آنان را یارى نمى‏كند و در این استمداد شبانه حسن و حسین هماره همراه فاطمه و على(علیهم‎السلام)اند.

امام صادق(علیه‎السلام) مى‎فرماید: حضرت فاطمه(علیهاالسلام) پس از پیامبر هفتاد و پنج روز بزیست و هرگز خوشحال و خندان دیده نشد. او هر هفته دوشنبه و پنجشنبه، سراغ قبور شهداى (احد) مى‏آمد. و در این سفرها شرح مبارزات نبرد احد را بیان مى‏كرد و مى‏گفت: در این جا رسول خدا ایستاده بود و در این مكان مشركان ایستاده بودند. و تا هنگام شهادت در آنجا نماز مى‏گذارد و دعا مى‏كرد.

و ثقة المحدثین قمى از شیخ مفید نقل مى‏كند كه: حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) هر صبح و شام به زیارت قبر حمزه مى‏آمد.

فردى به نام محمود بن ‏لبید مى‏گوید: پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فاطمه(علیهاالسلام) به سراغ قبر شهدا و قبر حمزه مى‏آمد و آنجا مى‏گریست. در یكى از روزها او را در كنار قبر شهدا دیدم به محضرش آمده او را سلام گفتم و عرض كردم اى سرور زنان بخدا سوگند رگ قلبم را با این گریه‏هایت ‏بریدى.

حضرت فاطمه(علیهاالسلام) فرمود: مرا شایسته است كه اینگونه بگریم كه پدرى مثل رسول خدا را از دست داده‏ام ... سپس مفصل به مسائل سیاسى روز پرداخته و جریان غصب خلافت را توضیح داد و با عبارت‎هایى بسیار زیبا و آهنگین و همراه با استدلال به آیات قرآن و سنت رسول الله حقانیت امیرالمؤمنین را بر وى اثبات نمود.

علامه مجلسى مى‏نگارد: پس از شكایت ‏بزرگان مدینه از گریه‏هاى حضرت زهرا(علیهاالسلام) امیرالمؤمنین (علیه‎السلام) در بیرون مدینه در كنار بقیع خانه‏اى براى زهرا بنا كرد كه آن را «خانه اندوه‏» (بیت الاحزان) مى‏نامیدند چون صبحگاهان فرا مى‏رسید زهرا در حالى كه گریان بود حسن و حسین(علیهماالسلام) را پیشاپیش فرستاده، خود از پشت ‏سر آنان حركت مى‏كرد و به بقیع مى‏رفت و هماره گریه مى‏كرد. تا آنكه شب فرا مى‏رسید. در آن هنگام حضرت على(علیه‎السلام) به بقیع مى‏رفت و آنها را به خانه باز مى‏آورد.

البته اثر این تربیت ‏سیاسى را به خوبى در زندگى كودكانش مى‏بینیم كه چگونه بزودى همین راه مادر را ادامه داده به غاصبان خلافت اعتراض مى‏كنند.

امیرمؤمنان(علیه‎السلام) مى‏فرماید: روز جمعه‏اى خلیفه اول بر منبر بالا رفت تا خطبه بخواند امام حسین (علیه‎السلام) برخاست و فرمود: این جایگاه پدر من است نه جایگاه پدر تو. خلیفه اول گریست و گفت: آرى منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبرى نیست.

در خلافت خلیفه دوم نیز امام حسین(علیه‎السلام) در میان سخنان وی بپا خاست و فریاد زد: از منبر پدرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرود آى این منبر پدر تو نیست.

وی گفت: آرى به جان خودم سوگند این منبر از آن پدر توست و پدر مرا منبرى نیست. آیا این سخنان را پدرت على به تو آموخته است؟

امام حسین(علیه‎السلام) فرمود: اگر آنچه را پدرم بفرماید، فرمان برم او هدایتگر و من هدایت ‏شده خواهم بود. بیعت ‏با پدرم كه جبرئیل آن را از جانب خداى فرود آورد بر گردن این مردمان است و آن را انكار نمى‏كنند مگر آنكه منكر كتاب خدا باشند. این مردم با قلب‎هاشان بدان یقین دارند و با زبانشان انكار مى‏ورزند واى بر آنان كه حق ما اهل بیت را انكار مى‏كنند چگونه با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روبرو خواهند شد با خشمى مداوم و عذابى‏ شدید... 

 

تشویق به دانش‏آموزى

براى كمال انسان ضرورى‏ترین شرط، دانش‏آموزى و به دست آوردن اندوخته‏هاى ارزشمند علمى است و براى دریافت دانش‏ها و بینش‎ها مهمترین راه چشم و گوش است. بیشترین آموخته‏هاى انسان از راه گوش و چشم فراچنگ مى‏آید. بنابراین آموختن به كودك كه شنونده خوبى باشد در حقیقت گشودن راه‎هاى دانش به سوى اوست.

و نیز بازخواست كردن دانش‎هاى آموخته همراه با محبت‏ بى‏شائبه و اظهار عواطف خالصانه مادرى بهترین راه شكوفا كردن استعداد كودكان است.

حضرت فاطمه(علیهاالسلام) كودكانش را به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مى‏فرستاد تا از دریاى دانش متصل به وحى و علم مطلق الهى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) استفاده برند و باز از آنان مى‏خواست كه آنچه را آموخته‏اند بازگو كنند به جریان زیر دقت‏كنید:

امام حسن(علیه‎السلام) هفت ‏ساله بود كه در جلسات رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شركت مى‏جست و آنچه را از وحى بیان مى‏كرد به خاطر مى‏سپرد. آنگاه به حضور مادرش مى‏آمد و آنچه را به خاطر سپرده بود براى مادر بازگو مى‏نمود. چون امیرالمؤمنین(علیه‎السلام) به خانه مى‏آمد، مى‏دید حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از آنچه امروز به پیامبر اكرم وحى شده است و آن را در مسجد بازگفته است ‏با خبر است. شگفت‏زده مى‏پرسید: از كجا این مطالب را مى‏دانى. با این كه در جلسات رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حضور نداشتى. فاطمه زهرا(علیهاالسلام) مى‏فرمود: فرزندت حسن، برایم نقل مى‏كند. روزى امیرمؤمنان (علیه‎السلام) در خانه پنهان شد تا جریان بازگو كردن سخنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) توسط امام حسن (علیه‎السلام) را ببیند در این هنگام امام حسن(علیه‎السلام) به خانه وارد شد و شروع به سخن گفتن كرد ولى دچار لكنت زبان شد مادر شگفت‏زده شد كه هیچگاه این چنین نبودى. امام حسن(علیه‎السلام) پاسخ داد: مادر تعجب نكن زیرا بزرگمردى به سخنانم گوش فرا مى‏دهد و بدین واسطه است كه دچار لكنت زبان شدم. على(علیه‎السلام) از اتاق خود خارج شد و امام حسن(علیه‎السلام) را بوسید.

زمانى نیز حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) به دیدار شهداى احد و عمویش حمزه مى‏رفت و آنجا به گریه سیاسى خویش مى‏پرداخت و پرده‏هاى دروغ و خیانت و تزویر حاكم را مى‏درید. شاید در این سفرها هم كودكان را به همراه داشت.

او كودكانش را به گونه‏اى تربیت كرد كه دخترش زینب(سلام الله علیها) روایات بسیارى را كه از مادرش شنیده بود براى ما نقل كرده است و امروز روایات او بخشى ارزشمند از فرهنگ غنى شیعى به شمار مى‏رود.

همه مى‏دانیم مدت زندگى فاطمه زهرا(علیهاالسلام) بسیار كوتاه بود و از سویى دیگر اخبار و گزارش‎هاى همین زندگى كوتاه را هم دست‏ سیاست غاصبانه نگذاشت منتشر شود. به قول ‏دانشمندى: فضایل این خاندان را دوستان از ترس پنهان كردند و دشمنان از حسد بازگو ننمودند اما با این همه آنچه به دست مردمان رسیده، بوى دل‏انگیزش دنیا را عطرآگین كرده و مشرق و مغرب را فرا گرفته است.

ما برخى از آثار و روایاتى كه در زمینه سیره تربیتى فاطمه(علیهاالسلام) بدست ما رسیده بود بررسى كردیم ولى بررسى كامل‎تر آن را باید در فرآورده‏هاى این تربیت جستجو و نظاره كرد.

آرى، تمام عظمت‎ها و شكوه‎هایى كه به بهترین صورت در زندگى فرزندان فاطمه(علیهاالسلام) متجلى است نشانگر تربیت تابناك و دامان پاك و آموزه‏هاى گران ‏ارج حضرت فاطمه(علیهاالسلام) است.

به این خانه گلین كوچك بنگرید. چه كسانى را به جامعه تحویل داده است؟

حسنین (حسن و حسین علیهماالسلام) ؛ زینبین (زینب و ام‏كلثوم سلام الله علیهما)

دو مردى كه قلم و بیان از ترسیم شكوه صلح و جنگ آنان و دستیابى به فراز قله‏هاى دانش و بینش آن دو و بلنداى چكاد اخلاق آنها ناتوان است ‏بلكه پرنده تیزپرواز و بلندگراى اندیشه را نیز یاراى رسیدن به بلنداى آن نیست. و دو زنى كه «مردانگى در ركابشان جوانمردى آموخته‏» و در غروب سیاه تمامى ارزش‎هاى انسانى فریاد رساى آن دو تاریكزار بى تپش توده‏هاى مردم كوفه و شام را به حركت و هیجان و شور و شعور و شعار واداشته است. در میادین معنویت و صفا و عرفان نیز چشم عارفان روزگار را خیره و اندیشه عابدان اعصار را سرگردان و متحیر نموده‏اند.

آرى همه آن عظمت‏ها مدیون تربیت حضرت فاطمه(علیهاالسلام) و ریشه در پرورش نیكوى او دارد. از این رو در با شكوه‏ترین نمایش حق و باطل و در رساترین و گیراترین و زیباترین هماوردى نور با سیاهى و تباهى و فضیلت‏كشى - در عاشورا - تك سوار میدان، همه این شكوه‎ها و عظمت‎ها و اوج‎ها را مرهون دامان پاك فاطمه مى‏داند و مى‏گوید: هیهات منا الذلة ... زبونى، خوارى، پستى از پیرامون ما به دور است (ما و ذلت هرگز) خداى و پیامبر و مؤمنان و آن دامن‎هاى پاك و پاكیزه‏اى كه ما را پرورانده است از ذلت ما پروا دارند و ما را خوار و زبون نمى‏پسندند.

 

حضرت زهرا(علیهاالسلام) در جهان حقیقت

اكنون این مختصر را با روایتى به پایان مى‏بریم كه پرده‏اى دیگر از شكوه هوش‎رباى حضرت فاطمه (علیهاالسلام) را بازگو مى‏كند.

آرى فاطمه كه تربیت را از محضر وحى آموخته و در دنیاى تربیت ‏بهترین نمونه‏هاى ادب و تعالى را پرورانده و در این مرحله بهترین شاگرد و برترین معلم بوده است. در جهان حقیقت و زندگى جاودان آخرت نیز از جانب خداى بزرگ عهده‏دار همین مسؤولیت است اما این بار نه در محدوده خانه و كودكان خود بلكه تمامى كودكان شیعیانش و دوستدارانش شاگردان مكتب تربیتى اویند و سر بر دامان محبت این مادر مى‏گذارند توجه كنید.

ابوبصیر مى‏گوید: امام صادق(علیه‎السلام) فرمود: كودكان شیعیان ما را [در عالم برزخ] حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) تربیت مى‏كند و در روز قیامت ‏به پدرانشان تحویل مى‏دهد.

ارزش شناخت فاطمه علیها السلام

1 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر; (1) هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»

آثار محبت به فاطمه علیها السلام

2 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«من احب فاطمة ابنتی فهو فی الجنة معی ومن ابغضها فهو فی النار; (2) هر کس فاطمه علیها السلام دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است .»

اطاعت از فاطمه علیها السلام

3 . امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«... ولقد کانت - علیها السلام - مفروضة الطاعة علی جمیع من خلق الله من الجن والانس والطیر والوحش والانبیاء والملائکة ... ; (3) اطاعت از فاطمه علیها السلام بر تمامی آفریدگان خدا از جن و آدمیان و پرندگان و وحوش و پیامبران و فرشتگان واجب است .»

دستورهای فاطمه علیها السلام

4 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا علی انفذ لما امرتک به فاطمة فقد امرتها باشیاء امر بها جبرئیل علیه السلام ... ; (4) ای علی! آنچه را فاطمه علیها السلام بدان امر می کند، انجام ده; زیرا من چیزهایی را به او امر کرده ام که جبرئیل علیه السلام به آنها امر کرده است .»

خلقت فاطمه علیها السلام

5 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان فاطمة خلقت حوریة فی صورة انسیة ... ; (5) بی شک فاطمه علیها السلام حوریه ای است که به صورت انسان آفریده شده است .»

چرا نام فاطمه علیها السلام

6 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انی سمیت ابنتی فاطمة لان الله عزوجل فطمها وفطم من احبها من النار; (6) من نام دخترم را فاطمه علیها السلام گذاشتم; زیرا خدای - عزوجل - فاطمه علیها السلام و هر کس که او را دوست دارد، از آتش دوزخ دور نگه داشته است .»

آثار نام فاطمه علیها السلام

7 . امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«لایدخل الفقر بیتا فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او جعفر او طالب او عبدالله او فاطمة من النساء; (7) در خانه ای که نام محمد یا احمد یا علی یا حسن یا حسین یا جعفر یا طالب یا عبدالله و یا از میان زنان، فاطمه باشد، فقر [و تنگدستی] وارد نمی شود .»

احترام به نام فاطمه علیها السلام

8 . امام صادق علیه السلام به شخصی که نام دخترش را فاطمه گذاشته بود، فرمود:

«... اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لاتلعنها ولاتضربها; (8) حالا که نام او را فاطمه گذاشته ای، پس دشنامش مده، نفرینش مکن و کتکش مزن .»

الگوی نمونه

9 . امام زمان علیه السلام در یکی از نامه هایشان می فرمایند:

«وفی ابنة رسول صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة ... ; (9) در دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکویی است .»

یاور خوب

10 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند:

«نعم العون علی طاعة الله; (10) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست .»

عزیزترین مردم

11 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... فاطمة اعز البریة علی (11) ; فاطمه علیها السلام عزیزترین مردم در نزد من است .»

نور چشم و میوه دل من

12 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی ... ; (12) فاطمه علیها السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است .»

خشم و خشنودی فاطمه علیها السلام

13 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ان الله لیغضب لغضب فاطمة ویرضی لرضاها; (13) بی شک خداوند با خشم فاطمه علیها السلام به خشم می آید و با خشنودی او خشنود می شود .»

دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است

14 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; (14) ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»

اختر تابناک

15 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (15) فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .»

سرور زنان

16 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین; (16) فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .»

تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام

17 . امام باقر علیه السلام می فرمایند:

«ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ; (17) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

درود بر فاطمه علیها السلام

18 . امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ابیها وبعلها وبنیها; (18) نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»

نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام

19 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ; (19) مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»

زیارت فاطمه علیها السلام

20 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ; (20) هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .»

نماز مخصوص فاطمه علیها السلام

21 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ; (21) هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است .»

من از تو هستم

22 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ; (22) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»

پدرت به قربانت

23 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... فداک ابوک یا فاطمة; (23) پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»

بوی بهشت

24 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (24) فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»

فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله

25 . حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند:

«... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ; (25) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»

افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام

26 . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ; (26) من همسر بتول علیها السلام هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است .»

فاطمه علیها السلام زهره است

27 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة الزهرة والفرقدان الحسن والحسین; (27) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»

ایمان فاطمه علیها السلام

28 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ; (28) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»

زیارت شهیدان

29 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ; (29) فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»

بوی خوش فاطمه علیها السلام

30 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ; (30) بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»

علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام

31 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«... لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (31) به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»

پیوند آسمانی

32 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (32) من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»

انجام کارهای سخت خانه

33 . حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند:

«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (33) حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام

34 . حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:

«فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (34) سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

نور فاطمه علیها السلام از نور خداست

35 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ; (35) نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»

فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی

36 . امام باقر و امام صادق علیهما السلام می فرمایند:

«حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ; (36) بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»

فاطمه علیها السلام شهیده است

37 . امام کاظم علیه السلام می فرمایند:

«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; (37) فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»

اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام

38 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (38) بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»

فاطمه علیها السلام و خردسالان

39 . امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (39) بی شک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»

شفاعت فاطمه علیها السلام

40 . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (40) ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج 43، ص 65 .

2) همان، ج 27، ص 116 .

3) دلائل الامامة، ص 28 .

4) بحارالانوار، ج 22، ص 484 .

5) همان، ج 78، ص 112 .

6) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 46 .

7) کافی، ج 6، ص 19 .

8) همان، ص 48 .

9) بحارالانوار، ج 53، ص 180 .

10) همان، ج 43، ص 117 .

11) الامالی، شیخ مفید، ص 259 .

12) الامالی، شیخ صدوق، ص 486 .

13) الامالی، شیخ مفید، ص 94 .

14) بحارالانوار، ج 76، ص 354 .

15) کافی، ج 1، ص 195 .

16) معانی الاخبار، ص 107 .

17) کافی، ج 3، ص 343 .

18) بحارالانوار، ج 78، ص 249 .

19) همان، ج 73، ص 354 .

20) همان، ج 43، ص 58 .

21) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 564 .

22) بیت الاحزان، ص 19; بحارالانوار، ج 43، ص 32 .

23) بحارالانوار، ج 22، ص 490 .

24) التوحید، شیخ صدوق، ص 117 .

25) بحارالانوار، ج 39، ص 352; کتاب سلیم بن قیس، ص 830 .

26) معانی الاخبار، ص 58 .

27) بحارالانوار، ج 24، ص 74; معانی الاخبار، ص 114 .

28) بحارالانوار، ج 43، ص 46; مناقب، ج 3، ص 337 .

29) وسائل الشیعة، ج 2، ص 879 .

30) بحارالانوار، ج 66، ص 177 .

31) خصال، ج 2، ص 414 .

32) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 59 .

33) علل الشرایع، ج 2، ص 366 .

34) بحارالانوار، ج 43، ص 134 .

35) همان، ج 15، ص 10 .

36) کشف الغمة، ج 1، ص 414 .

37) کافی، ج 1، ص 458 .

38) بحارالانوار، ج 43، ص 53 .

39) همان، ج 6، ص 229; تفسیر علی بن ابراهیم، ج 2، ص 332 .

40) بحارالانوار، ج 76، ص 359 .