امام علی علیه السلام فرمودند:
علیٌّ حُبُّه حبَّه قسیمُ النّارِ وَالجَنَّه
وَصیُّ المُصطَفی حَقا أمامُ الأِنسِ وَالجِنَّه
***
یک جمله بوَد ذکر لب حضرت زهرا(س)
مَن ماتَ عَلی حُبِّ عَلی (ع) ماتَ شَهیدا
***
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند
***
دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)
یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت، فرق او در محراب
گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)
***
ناله کن اى دل به عزاى على(ع) / گریه کن اى دیده براى على(ع)
کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على(ع)
ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على(ع)
واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على(ع)
***
شب بود و اشک بود و علی(ع) بود و چاه بود
فریاد بیصدا، غم دل بود و آه بود
دیگر پس از شهادت زهرا(س) به چشم او
صبح سفید همچو دل شب سیاه بود
دانی چرا جَبین علی(ع) را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بینگهان اشتباه بود
همصحبتی نداشت که در نیمههای شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود
مولا پس از شهادت زهرا(س) غریب شد
زهرا نه یارِ او که بر او یک سپاه بود
وقتی که از محاسن او میچکید خون
عباس(ع) را به صورت بابا نگاه بود
میثم هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود
سازگار
.
.
.
...انگار غریبی پایان ندارد...



وَصیُّ المُصطَفی حَقا أمامُ الأِنسِ وَالجِنَّه
***
یک جمله بوَد ذکر لب حضرت زهرا(س)
مَن ماتَ عَلی حُبِّ عَلی (ع) ماتَ شَهیدا
***
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند
***
دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)
یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)
وقتی که شکافت، فرق او در محراب
گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)
***
ناله کن اى دل به عزاى على(ع) / گریه کن اى دیده براى على(ع)
کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على(ع)
ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على(ع)
واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على(ع)
***
شب بود و اشک بود و علی(ع) بود و چاه بود
فریاد بیصدا، غم دل بود و آه بود
دیگر پس از شهادت زهرا(س) به چشم او
صبح سفید همچو دل شب سیاه بود
دانی چرا جَبین علی(ع) را شکافتند؟
زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود
خونش نصیب دامن محراب کوفه شد
آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود
یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید
اشک شبش به غربت روزش گواه بود
دستش برای مردم دنیا نمک نداشت
عدلش به چشم بینگهان اشتباه بود
همصحبتی نداشت که در نیمههای شب
حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود
مولا پس از شهادت زهرا(س) غریب شد
زهرا نه یارِ او که بر او یک سپاه بود
وقتی که از محاسن او میچکید خون
عباس(ع) را به صورت بابا نگاه بود
میثم هزار حیف که پوشیده شد ز خون
رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود
سازگار
.
.
.
...انگار غریبی پایان ندارد...



+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۵/۰۸ ساعت 1:40 توسط ابراهیم مرادی
|